سلام بر حماسه سازان همیشه جاوید روحانیت که رساله علمیه و عملیه خود را به دم شهادت و مرکب خون نوشتند

 Skip Navigation Links  

زندگانی پاکان

لیست زندگینامه شهدای روحانی بر اساس حروف الفبا
شهید اصغر احمدی نژادی
استان اصفهان > شهرستان آران وبیدگل

زندگینامه

روحاني شهيد: اصغر احمدي نژادي محل شهادت: پيرانشهر مزار شهيد: گلزار شهداي آران و بيدگل تاريخ كتاب سرخ پيكار شماست اين دشت گواه ‌رزم خونبارشماست هرلاله كـه از خاك برافراشته قد يادآور لحظـه‌هـاي ايثـار شماست آري، تاريخ تشيّع همواره سرخ‌رنگ از خون عمامه برسرهاي نيك‌سرشتي است كه جان شيرين را فداي سربلندي آرمان و هدف كردند. شهيد اصغر احمدي، خونين‌جامه‌اي ‌از تبار سبز حوزه است كه حكايت زندگاني‌اش شنيدني است: : ايشان به سال 1344 در شهر «آران» از توابع شهرستان كاشان ديده به جهان گشود و زندگاني را در طبيعت زيباي آن ديار آغاز كرد. هفت ساله بود كه روانة مدرسه گشت و تحصيلات خويش را تا سال اول دبيرستان ادامه داد و آن‌گاه به خاطر اشتياق و علاقة وافري كه به روحانيت داشت، در سلك ايشان درآمد. او كه در جريان انقلاب نوجواني پرشور و پرجنب و جوش بود، نيك مي‌دانست رمز پيروزي و امتياز انقلاب ما بر ساير قيام‌هاي دنيا، رهبري روحانيتي بود كه همواره پيشگام مردم در عرصة ايثار و شهادت بودند؛ پس خود به جرگة ايشان درآمد و در جوار بارگاه درياي كرامت، نيلوفر كوير، فاطمة معصومه - سلام الله عليها- به تحصيل و تهذيب مشغول شد. روزها به الفباي درس و بحث مي‌گذشت و شب‌هنگام ، الفباي عشق‌بازي داستاني ديگر بود. سر بر آستان يار مي‌نهاد و با معبود نجوا مي‌كرد. ايشان در هنگام تحصيل هيچ‌گاه از جبهه و حضور در ديار ايثار و حماسه غافل نبود. چندين بار به جبهه رفت و از فيض حضور در جوار افلاكيان خاك‌نشين بهره‌مند گرديد. عمليات‌هاي فتح‌المبين، رمضان، محرم و والفجر دو حاصل تلاش شبانه‌روزي اصغر و ديگر دلاوران ايران زمين بود كه برگ زريني ديگر بر افتخارات جنگ ما را رقم زد. در عمليات‌هاي مختلف بارها زخم شيرين دوست بر آسمان تنش، ستاره كاشت و مجروح گشت ولي عطش علي‌اصغر به پيكار وجهاد بيشتر و بيشتر مي‌شد. سرانجام در پانزدهم مرداد سال 62 در طي عمليات «والفجر دو» در پيرانشهر به ضيافت تركش از ناحية سر مجروح و همچون سرور و مولايش اباعبدالله- عليه السلام- با سري خونين به ديدار حضرت دوست شتافت . گفتم: كجا ؟ گفتا: به خون گفتم: چرا ؟ گفتا: جنون گفتم: كه‌كي؟ گفتا: كنون گفتم: مرو خنديد و رفت... ده روز بعد پيكر مطهرش بر فراز دستان مؤمنين زادگاه تشييع و در گلزار شهدا به خاك سپرده شد . «يادش جاودانه باد كه لحظه لحظه آزادي امروز ما مرهون قطره قطره خون اوست»
وصیت نامه شهید
زندگینامه شهید
خاطرات آن شهید

بازگشت


جستجوی جلوه ایثار